کتاب«خشکسالی» جی. جی. بالارد
یادداشتی بر رمان«خشکسالی» جی. جی. بالارد
تاوان بی حرمتی به زمین

بلایای طبیعی بخشی از چرخه طبیعت است که انسان ها میانه ای با این بخش ندارند، اما هر از گاهی با شکل های مختلف آن مواجه می شوند. از زلزله و طوفان و سیل کرده تا خشکسالی که اگر تداوم پیدا کند، حیات انسان ها را تهدید می کند. ادبیات داستانی در ارتباط با این موضوع کارنامه نسبتا پرباری دارد. یکی از آثاری که اخیرا در این زمینه خوانده ام، رمان«خشکسالی» جی. جی. بالارد است که بی توجهی بشر به طبیعت و متعاقب آن، قهر و روی گردانی طبیعت از انسان را به نمایش می گذارد. شخصیت محوری داستان، دکتر چارلز رانسوم، در طول داستان همواره پا در جایی می گذارد که پیش از او، خشکسالی رسیده و نشانه های آبادانی و زندگی را کمرنگ کرده و در مواردی هم از بین برده است. بی حرمتی به زمین در این رمان بی پاسخ نمانده و طبیعت بدون این که با کسی تعارف داشته باشد، با زمینی ها همان کاری را می کند که با نشانه های طبیعت، مثل زمین، دریا، کوه ها و جنگل ها کرده اند. رمان خشکسالی از نظر ساختار سرراست و باز و بدون پیچیدگی است. پیرنگ به قاعده باز می شود و فضای قصه از درون پیرنگ خود راحت شکل می گیرد با حداقل صفت و توصیف، نویسنده احساساتی نمی شود.