مجازات با «کتاب»؛ یک تصمیم با تبعات نامعلوم

 

یادداشتی از علی‌الله سلیمی

مجازات با «کتاب»؛ یک تصمیم با تبعات نامعلوم

خبرگزاری مهر: انتشار خبری درباره حکم یک دادگاه مبنی بر لزوم رونویسی متهمی از سه کتاب در میان جامعه فرهنگی کشور با واکنش‌های متعددی روبرو شده است. در این زمینه علی‌الله سلیمی نویسنده و روزنامه‌نگار معاصر در یادداشتی که در اختیار مهر قرار داده است به تبعات این تصمیم پرداخته است. در ادامه یادداشت وی را می‌خوانیم:

وضعیت کتاب و کتابخوانی در جامعه کنونی ما چندان مناسب نیست و از مدت‌ها قبل زنگ نگرانی‌ها از بابت دوری مردم از کتاب و کتابخوانی به صدا در آمده و خیلی از کارشناسان حوزه فرهنگ معتقدند اگر وضعیت به همین منوال پیش برود آینده تیره و تاری برای حوزه فرهنگ قابل تصور است و باید از همین حالا کاری برای مهجوریت کتاب در جامعه کرد و به اشکال مختلف کتاب را وارد سبد خانوارها کرد. طبعاً برای همین است که اغلب نهادهای فرهنگی و اجتماعی دست به کار شده اند و از هر فرصتی برای آشتی مردم با کتاب و کتابخوانی استفاده می‌کنند و در مناسبت‌های مختلف برنامه‌های کتاب محور را هم به مجموع فعالیت‌های خود اضافه می‌کنند تا سهمی در رونق کتابخوانی در جامعه داشته باشند. اکثر این فعالیت‌ها قابل دفاع و احترام است اما گاهی اتفاق‌هایی هم در این حوزه می‌افتد که از زوایای مختلف قابل توجه و تأمل است. نمونه اخیر آن، حکم صادره از سوی یکی از شعبه‌های دادگاه انقلاب است که بر اساس آن، برای محکومیت یک فعال سیاسی، مجازات مطالعه و رونویسی از سه کتاب با محتوای ارزشی در جامعه انتخاب شده است. شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی تهران، در تاریخ ۲۸ بهمن‌ماه ۹۷ در حکم صادره برای ابوالفضل قدیانی، علاوه بر سه‌سال زندان تعزیری، او را به مطالعه و رونویسی از سه کتاب «حکایت زمستان» (خاطرات عباس حسین‌مردی؛ یکی از رزمندگان دوران دفاع مقدس) نوشته سعید عاکف، «داستان سیستان» (سفرنامه رهبرانقلاب به سیستان و بلوچستان) نوشته رضا امیرخانی و «دشمن‌شناسی» که گردآوری سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامی است، محکوم کرده است. خبر این اقدام در روزهای اخیر با واکنش‌های متعددی از سوی فعالان مراکز فرهنگی و اهالی کتاب مواجه شده است. دفتر حفظ و نشر آثار آیت‌الله خامنه‌ای در واکنش به این حکم دادگاه انقلاب مبنی بر مطالعه و رونویسی از برخی کتاب‌های مرتبط با رهبری با صدور اطلاعیه‌ای تاکید کرده است: این کار بدسلیقگی و مغایر با اثربخشی و روح کار فرهنگی است. رضا امیرخانی، داستان نویس و نویسنده کتاب داستان سیستان هم با انتقاد از این تصمیم شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی تهران، تاکید کرده با چنین کاری، سیاهه کتاب‌ها به مشکل سیاهه شهرهای تبعیدی دچار خواهند شد. دیگر فعالان حوزه کتاب هم نظرات مشابه دارند و انتخاب کتاب برای مجازات یک محکوم را به هر شکلی نوعی بدسلیقگی می‌دانند که می‌تواند تصویر ناخوشایندی از کتاب در بین برخی از افراد در جامعه ترسیم کند. برداشت ساده از این موضوع در میان توده‌های مردم که می‌توانند طیفی وسیعی از خوانندگان کتاب در جامعه را تشکیل دهند این است که اگر کسی کار ناصحیح و اقدام خلاف قوانین جاری کشور در جامعه انجام داد باید مجازات مواجه با کتاب‌های خاصی را که در حالت عادی به سراغ آنها نمی‌رود تحمل کند. به بیان دیگر، در این جا، مطالعه و رونویسی از کتابی خاص که طبعاً به باور قاضی صادر کننده حکم، کار دشوار و شاقی است، یادآور مجازات تبعید به مناطق دور و بد آب و هوا است. با آن که در نیت پاک و هدف مثبت و متعالی قاضی صادر کننده این حکم شکی نیست و آشنایی هر چند اجباری یک محکوم با موضوعات ارزشی در جامعه از اهداف اصلی این حکم است اما این تصمیم می‌تواند تبعات مغایر با اهداف نیک و اصلی را هم در پی داشته باشد و حتی ممکن است نتایج آن کاملاً معکوس و نامعلوم باشد. بنابر این، ضرورت دارد در موارد مشابه به ابعاد مختلف و تبعات احتمالی آن توجه و اقدامات به مراتب تاثیرگذار با حداقل تبعات احتمالی انجام شود.

خداحافظی دو همکار از همشهری محله

 

خداحافظی دو همکار از همشهری محله

این برنامه اولین مراسم ویژه بازنشستگی دو همکار قدیمی نشریه همشهری محله، خانم ها عفت الماسی و لیلا طفل پرور است که با حضور تقریبا همه همکاران در آخرین روزهای اسفند ماه سال 1397 در تحریریه همشهری محله برگزار شد.

همکاران در این عکس به ترتیب از سمت راست:

مهدی علیپور، سروش جنابی، زینب زینال زاده، نسیم لهردی، زکیه سعیدی، سحر رمضانعلی، فاطمه عسکری، بهاره خسروی، ابوذر چهل امیرانی، علی الله سلیمی، زهرا کریمی، نصیبه سجادی، عفت الماسی، راحله عبدالحسینی، شهره کیانوش، لیلا طفل پرور، رابعه تیموری، سارا جعفرزاده، پرنیان سلطانی، شراره نصیری ها، پروانه بهرام نژاد، زهرا بلندی، مهدی اسماعیل پور، زهرا جودی، پاکان شاه اویسی، فهیمه شیرازی، مژگان محرابی، مقداد محرابی، عرفان روحیان، آزاده محمدحسین، مریم باقرپور، سمیرا باباجانپور

نقد کتاب«و چشم هایش کهربایی بود» مهری بهرامی

 

یادداشتی بر رمان«و چشم هایش کهربایی بود» نوشته مهری بهرامی

کسی منتظر تولد این کودکان نیست

دو مقوله مهم مرگ و زندگی، از دغدغه های نسبتا ثابت و دائمی انسان از روزگاران دور تا به امروز بوده و هست و از آن موضوعات فراگیر است که اغلب افراد در مقاطع مختلف زندگی به آن فکر می کنند. اینکه فلسفه تولد و مرگ از کجا نشأت می گیرد و باید چه سیری را در این جهان خاکی طی کند و چگونه به سرانجام برسد. نویسندگان مختلفی در این باره قلم زده اند و آثار متعددی هم چاپ و منتشر شده است. نمونه تازه، اثری داستانی با عنوان«و چشم هایش کهربایی بود» به قلم مهری بهرامی است که اخیرا از سوی انتشارات هیلا در تهران چاپ و منتشر شده است. این کتاب درباره شکل گیری و مرگ جنین در زهدان مادر است که هر دو ناخواسته اتفاق می افتد. یکی از شخصیت های اصلی داستان، قابله پیری است که کارش خارج کردن جنین ها از رحم مادرانی است که ناخواسته حامله شده اند. در فضای داستانی بهرامی، کسی منتظر تولد کودکی نیست، هر کسی به نوعی در نابودی جنین ها سهم دارد؛ از پدران و مادران اغلب جوان گرفته تا دستیار قابله پیر که به مرور در کارش استاد شده است. قصه اصلی از جایی شروع می شود که جنینی بر خلاف وضعیت موجود می خواهد زنده بماند. شرایط محیطی به کمکش می آید و جنین در جایی خارج از رحم مادر شروع به رشد می کند و این آغاز ماجراهای پیچیده رمان بهرامی است. وجه تمایز این اثر با دیگر آثار مشابه، استفاده از راویان متعدد و غیر متعارف است. از جنین تازه از رحم مادر خارج شده و افتاده در چاهک فاضلاب گرفته تا دانه های کهربایی تسبیح هاشم که دوست دارد به شکل گردن بند در گردن زنان باشد تا تسبیحی در دست راننده کشتارگاه. راوی دیگر، چادر مشکی زهره، زنی در حال سقط جنین است و موزائیک های کف حیاط خانه قابله که بعدها در باغچه مزار یک زن به کار گرفته می شوند هم راوی بخش دیگری از داستان است. هر یک از این بخش ها لحن و بیان مختص به خود را دارند و نویسنده سعی کرده هنگام روایت از زبان هر یک از این اشیاء و موجودات زبان آنها را به کار گیرد و تفاوت ها را همواره مد نظر داشته باشد. وجه مشترک این راویان در نارضایتی از موقعیتی که دارند خلاصه می شود. انگار هیچ چیزی سر جای خودش نیست و هر یک از آنها به نوعی بار اضافی محسوب می شوند که باید زمین گذاشته شوند. اغلب این راویان از موجودات و اشیای پیرامون آدم ها انتخاب شده اند اما خصلت های به شدت انسانی دارند. با همان وجه مشترک نارضایتی از موقعیت و شرایطی که دارند. در بخشی از داستان که از زبان جنین خارج شده از زهدان مادر روایت می شود، می خوانیم:«وجود ندارم. نیستم. یعنی از اول نبوده ام. نه این که اصلا نباشم از اول اولش. بودم اما بودم یک طوری فرق داشت با بودن های دیگر. قرار بود نباشم. یعنی قراری که بین خودشان گذاشته بودند. خودم هم بعد فهمیدم، وقتی که دیگر کار از کار گذشته بود و دیگر بودم. حالا بعد از این که مطمئن شده بودند از بودنم، باید نابود می شدم تا نباشم دیگر.» (ص 15) این نارضایتی از موقعیتی که راوی در آن قرار دارد در فصلی دیگری از داستان هم دیده می شود. این بار از زبان دانه های کهربایی تسبیح هاشم که با صراحت می گوید میلی به جایگاه فعلی خود ندارد. «از اول هم قرار نبود مال دست های مردانه باشم. گرد، صیقلی و نرم تراشیده شده بودم. خیلی سنگ های دیگر را می تراشند که گرد شوند و تزئینی، اما همه لطف کهربا بودن همین است که دور گردن زنی باشی. به وقتش تپش قلبش را آرام کنی، بی قراری اش را قرار شوی. آن وقت است که سر در گریبان بودن زن ها را که التیام می بخشی جلای خودت هم بیشتر و بیشتر می شود.» (ص 30) در فصلی دیگری از داستان که راوی تغییر کرده و روایت از زبان چادر مشکی زهره است، باز هم نارضایتی در بیانش احساس می شود. «وای گیر می کنم به دسته در اتاق. درد دارد. مخصوصا که هنوز جز جز می کنم از جای کوک های کج و معوج نوی تاکسی. نمی شد بگویی سوزن، کلفت بود مثل جوالدوز. به عوض این که جای یک تار نخ را باز کند میان تاروپودم، سوراخی درست کرد که انگار بخواهد ده ردیف نخ قرقره از تویش رد شود. دست هاش می لرزید. آخرش هم وقت رد شدن تاکسی از یکی از دست اندازهای خیابان سوزن رفت توی انگشتش و خونی شدم و سوراخ سوراخ.» (ص 49) مسئله دیگری که در جای جای این داستان احساس می شود، موضوع مرگ است و نیستی است که گویی همه دست یکی کرده اند تا به نابودی و مرگ موجودات زنده سرعت بیشتری ببخشند. انگار زنده ها به ویژه آنهای که تازه می خواهند در زهدان مادر شکل بگیرند و متولد شوند، دشمنان آینده موجودات روی زمین هستند که باید هر چه زودتر در نطفه خفه شوند. داستان از همان ابتدا به گونه ای روایت می شود که گویی این مسئله یک روند عادی و روزمره است و قابله پیر باید هر روزش را با بیرون کشیدن جنین ها از زهدان مادران شروع کند و تا شب این کار را بی وقفه ادامه دهد. مادران و پدران اغلب جوان هم با پای خود و با رغبت به خانه قابله پیر می آیند تا هر چه زودتر از شر جنین در حال رشد و شکل گیری در زهدان مادر خلاص شوند. در این میان، اشتیاق نمادین یک جنین بیرون کشیده شده از زهدان مادر برای زنده ماندن و رشد کردن هم کاری از پیش نمی برد و خواننده در می یابد که رشد عادی و طبیعی در انتظار این جنین نیست و او هم محکوم به مرگ و نیستی است. در مجموع، داستان«و چشم هایش کهربایی بود» مهری بهرامی تصویر تیره و تاری از جامعه ای را نشان می دهد که ساکنان فعلی آن کمر به نابودی نسل بعد از خود بسته است و نمی خواهد ردپایی از خود و موقعیت ناخوشایند خود بر جا بگذارند.

 چاژ اول(1377) کتاب«و چشم هایش کهربایی بود» نوشته مهری بهرامی در 151 صفحه با شمارگان 550 نسخه و قیمت 15000 تومان از سوی انتشارات هیلا در تهران چاپ و منتشر شده است.

 

کتاب «سیاوش  اسم بهتری بود» لیلا صبوحی

 

یادداشتی بر رمان«سیاوش  اسم بهتری بود» لیلا صبوحی

روایت سایه های سرگردان

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

رمان«سیاوش اسم بهتری بود» لیلا صبوحی، روایت سایه های سرگردانی است که راوی داستان را در یک صعود نمادین به بلندترین قله ایران همراهی می کنند. تعداد این سایه ها نسبتا زیاد است و هر کدام، راوی را به سمت واقعه ای در زندگی او و بخشی از تاریخ معاصر آذربایجان ایران می برد. نقطه مرکزی وقایع داستان و شخصیت های مرتبط با آن، جایی است که زادگاه راوی محسوب می شود؛ روستای«ایتگین»در آذربایجان ایران و آدم هایی که از آن جا برخاسته و بعضی از آنها نماد دوره خود شده اند. مانند شخصیت های جعفر و رحمان بیگ که در دوره پیشه وری به شوروی سابق رفته و بعد از بستن مرزها در آن سوی رود ارس ماندگار شده اند. راوی داستان که علاقه و سابقه کوهنوردی دارد، پیش از این در هنگام صعود به قله سبلان بر اثر حادثه ای بی هوش شده و موقعی که به هوش می آید چارقدی در چنگش می بیند که بعدها متوجه می شود آن چارقد نمادین قصه ها دارد و در هنگام صعود به قله دماوند بواسطه اینکه چارقد همراه راوی است، قصه های آن هم به سوی او هجوم می آورد و سایه های سرگردان راویان این قصه ها می شوند.

کتاب«سالماسیس» مریم فرهادی

 

یادداشتی بر رمان«سالماسیس» نوشته مریم فرهادی

لیلی از سهراب درونش گریزان است

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

رمان«سالماسیس» مریم فرهادی، به مسئله بحران هویت و شخصیتی در افراد تراجنسی (ترنسکشوال) می پردازد و لایه های ذهنی اغلب آشفته این افراد را با رویکرد روانشناختی به چالش می کشد. قهرمان داستان فرهادی در این اثر، تصوری از خود، جسم و روحش دارد که با تصور اطرافیانش نسبت به او در تضاد است. شروع داستان با مرحله بزرگسالی راوی است اما او مدام به گذشته سرک می کشد و ریشه ها و دلایل ناکامی در روند عادی زندگی خود را مرور می کند. از باور عامیانه بومیان شهری در شمال(ساری) که معتقدند موجودی به نام«جن» در وجود راوی حلول کرده تا رفتارهای تمامیت خواه مادر که پدر را فقط برای خود می خواهد و فرزند کوچک و مستعد بحران را در خلاء و تنهایی رها می کند. شخصیت راوی که در داستان به نام«لیلی»می شناسیم و بارها از او با نام«سهراب» هم یاد شده، در مرز دو شخصیت متضاد حرکت می کند. از منظر خودش، همان لیلی است که دوستش دارد اما شخصیت دیگری، سهراب هم که نوعی همذاد او محسوب می شود، چون سایه تعقیبش می کند و همواره حس ناخوشایند و چهره ترسناکی برای راوی دارد. لیلی همواره از سهراب درونش گریزان است اما راه رهایی را خودش به تنهایی نمی داند تا این که با کمک یک روانشناس آگاهی نسبی نسبت به موقعیت خود به دست می آورد.

کتاب«تولد در باران» علی الله سلیمی

 

علی‌الله سلیمی به مهر خبر داد

انتشار «تولد در باران»، زندگی‌نامه داستانی شهید نورعلی شوشتری

خبرگزاری مهر: کتاب «تولد در باران» به قلم علی‌الله سلیمی بر اساس زندگی سردار شهید نورعلی شوشتری برای گروه سنی نوجوان تالیف شده و به زودی توسط انتشارات سوره مهر منتشر می‌شود.

علی الله سلیمی با اعلام این خبر به خبرنگار مهر گفت: این کتاب در یازده فصل با عناوین «تولد در باران»، «شوق مکتب خانه»، «لحن خوش حسن‌خوانی»، «شروع یک زندگی»، «مهاجرت به نیشابور»، «تعطیلات در منطقه جنگی»، «مهر گرما روی پیشانی»، «زورو، بی‌سیمچی ماهر»، «فرمانده آشنای مرصاد»، «تلواسه رنگ انار» و «احیای حیات در سیستان» نوشته شده و در هر فصل به یکی از مقاطع حساس و تاثیرگذار زندگی شهید نورعلی شوشتری می پردازد.

به گفته این نویسنده کودک و نوجوان کتاب «تولد در باران» روایت‌گر برهه‌های مختلف زندگی شهید شوشتری است؛ از تولد ایشان در دوازدهمین روز اردیبهشت سال 1327 در روستای ینگجه از توابع بخش سرولایت شهرستان نیشابور در خراسان رضوی تا رشد و بالندگی در این منطقه و بعدها با حضور در جبهه‌های جنگ تحمیلی و شرکت در عملیات‌های حماسه آفرین متعدد و سرانجام شهادت در 26 مهرماه 1388، هنگام برپایی پنجمین نشست سران قبایل و طایفه‌های منطقه سیستان و بلوچستان که با هدف تامین امنیت پایدار و برنامه‌ریزی برای طرح‌های اقتصادی و فرهنگی در این منطقه در حال برگزاری بود.

سلیمی در پایان گفت: «تولد در باران» در قالب کتابی 100 صفحه‌ای و در قطع پالتویی به همت انتشارات سوره مهر، وابسته به حوزه هنری منتشر و روانه بازار کتاب خواهد شد.

 

نشست نقد و بررسی کتاب«از آن هجده ماه و هفت روز»

 

نشست نقد و بررسی کتاب«از آن هجده ماه و هفت روز»

شهلا آبنوس، از نویسندگان خونگرم جنوبی است که در کتاب«از آن هجده ماه و هفت روز» بخشی از تجربه زیستی خود در دوران جنگ تحمیلی و برداشت های خود از آن روزها را در قالب رمان روایت کرده است. این اثر علاوه بر ساختارهای ادبی، ارزش های تاریخی قابل توجهی هم دارد که نویسنده این دو مسئله را با هم تلفیق کرده است. چهارشنبه این هفته با حضور نویسنده و در کنار دکتر شهلا خلیل الهی، هیئت علمی دانشگاه شاهد، به نقد و بررسی این اثر خواهیم پرداخت

 

زمان: چهارشنبه، هشتم اسفند ماه، ساعت ۱۰ تا ۱۲

مکان: دانشکده علوم انسانی دانشگاه شاهد تهران