نقد رمان«یادت نرود که...» نوشته یاسمن خلیلی فرد
یادداشتی بر رمان«یادت نرود که...» نوشته یاسمن خلیلی فرد
حسرت فرصت های سوخته

جمع و جور کردن پازل های پراکنده یک زندگی نسبتا نا بسامان در شرایطی که فرصتی هم تا خط پایان این زندگی نمانده، موقعیت ویژه ای است که دستمایه رمان«یادت نرود که...» یاسمن خلیلی فرد شده است. شخصیت محوری رمان، مرد میانسالی به نام«کیوان کامیاب» است که بعد از سال ها زندگی در فرانسه، وقتی به بیماری خود (سرطان کبد) پی می برد به زادگاهش، تهران بر می گردد تا در فرصت کوتاه باقی مانده از زندگی، گذشته ها را مرور و به نوعی آن را بازسازی کند. در روزگار گذشته کیوان، یادها و خاطرات تلخ و شیرین بسیاری نهفته است که یادآوری آنها باعث تلاطم روحی او می شود. کیوان در این سفر، اشتیاق فراوانی به دیدن«فروغ شکیبا» عشق دوران جوانی اش دارد که اکنون همسر یکی از دوستان دوران دانشجویی آنها (سیروس صمیمی) است. دیدار او با فروغ، آتش حسرت ها در دل این دو را شعله ور می کند. از سوی دیگر، ازدواج های متعدد و ناموفق کیوان، روح و روان او را بیش از آن آزرده است که حوصله ای برای شروع مجدد یک زندگی تازه را داشته باشد. دوستان و اطرافیان کیوان وقتی از درد و بیماری او آگاه می شوند برای کمک به این مرد در آستانه فروپاشی دست به کار می شوند، اما مرگ کیوان، تلاش ها را بی نتیجه می گذارد. این واقعه تلخ بیش از هر کسی، بر روح و روان رنجور فروغ تاثیر می گذارد. رمان«یادت نرود که...»، تصویر گویا از زندگی افرادی است که زیبایی ها و جذابیت های زندگی را به موقع جدی نمی گیرند و با کوتاهی و سهل انگاری خود، باعث فرصت سوزی شده و موقعی اقدام می کنند که دیگر نه شرایطش را دارند و نه فرصتی باقی مانده است. یاسمن خلیلی فرد، با این اثر نشان می دهد نویسنده با استعدادی است که در صورت پشتکار و تداوم کار نویسندگی، در آینده شاهد آثار درخشان به قلم این نویسنده جوان خواهیم بود.
چاپ دوم(بهار 1395)رمان«یادت نرود که...» نوشته یاسمن خلیلی فرد، در 451 صفحه با شمارگان 1000 نسخه و با قیمت 32000 تومان از سوی نشر چرخ در تهران چاپ و منتشر شده است.